" نه برف ، نه باران ، نه گرما و نه تاريکي شب ، چاپاران ايراني را در رسيدن به مقصد باز نمي دارد." اين جمله معروف هرودوت مورخ نامي يونان درباره چاپاران ( پستچي هاي ) دوره هخامنشيان، مدتي بود فکر مرا به خود مشغول و حس جستجوگرم را تحريک مي کرد تا اينکه در يک روز گرم تابستان و در گرماگرم شلوغي ميدان امام خميني (توپخانه) وارد کوچه هشت متري پست شدم. در اين کوچه فقط يک در و يک پلاک ثبتي وجود دارد ، آن هم مربوط است به موزه ارتباطات (پست سابق). از سر کوچه جهت مخالف تابلوي شهرداري را که روي آن نوشته بود "موزه ارتباطات" را پيمودم (گويا کسي يا باد جهت تابلو را کاملا برعکس کرده بود). مقابل عمارت زيبا و منحصربه فرد موزه ايستادم و چند دقيقه اي فقط نگاه کردم.

در خيال خود به سال 1307 هجري شمسي فكر مي‌ كنم كه در اوج گرماي تير ماه، کساني چون مهندس مظلوميان از معماران بلديه تهران در كنار مهندس نيكلاي ماركف گرجستاني و تعدادي از صاحب ‌منصبان قصد کلنگ‌‌ زني طرح "عمارت جليله پست" را داشتند. کلنگ بر زمين كوبيده مي‌شود تا آن طرح با وسعت 6 هزار مترمربع در سال 1311 به بار بنشيند.

از آن کلنگ و ساخت ‌و ساز سال‌ها گذشته است و امروز آن عمارت بزرگ به ‌نام موزه ارتباطات در شلوغ ‌‌ترين ميدان شهر درهاي خود را به ‌روي بازديدكنندگان گشوده است. اين عمارت بزرگ و قديمي با معماري ‌برگرفته از سبكهاي مختلف همچون سبك هخامنشي در سرستون‌ ها يا سبك اسلامي صفوي در طاق‌ نما‌ها همچنان استوار و پابرجاست. موزه بسيار خلوت و يا بهتر بگويم تنها بازديد کننده موزه من هستم. با مراجعه به روابط عمومي و معرفي خود آقاي حسن محمدي مسئول روابط عمومي و خانم غفاري از راهنمايان موزه مرا در بازديد همراهي و به سوالاتم پاسخ دادند.

محمدي درباره ساختمان موزه گفت : بناي اين ساختمان تقريبا 80 سال قدمت دارد و از ابنيه عظيم دوره پهلوي اول به شمار مي رود. موزه با مشخصه‌ هاي واقع شدن در جنوب ميدان مشق سابق و مجاورت با باغ ملي، هم ‌جواري با ابنيه تاريخي و هم ‌سبك و هم ‌دوره خود، بي نظير‌ترين بناي منطقه و با دارابودن عناصر زيبايي‌ شناختي، جايگاه خاصي را در سبک معماري ملي به خود اختصاص داده است. در يک کلام بازديدکنندگان در وحله اول مسحور ساختمان موزه مي شوند تا اشياي داخل آن.

مسئول روابط عمومي موزه در ادامه گفت: اين بنا در سه طبقه يعني زيرزمين، همكف و اول ساخته شده که البته نماي شمالي بخش مركزي چهار طبقه دارد كه احتمالا بعد از بازسازي ناشي از آتش‌سوزي در سال‌هاي 1316 و 1345 به اين ترتيب در‌آمده است. بال شرقي و بال غربي به صورت قرينه هستند و هر يك داراي ايوان در هر چهار طرف و پشت ايوان اتاق و غرفه‌ها واقع شده‌اند كه اقتباس از كاروانسراهاي چهار ايواني است. البته شاه‌نشين طبقه بالا نيز همين معني را مي‌دهد. حياط مركزي موزه بصورت محدب با شيشه مسقف‌ است. بخش مركزي از لحاظ پلان با دو بخش شرقي و غربي متفاوت است. در اين قسمت سه گنبد زيبا با گچبري بي‌نظير قرار گرفته و اين بخش از بنا، مركز تقارن بوده و به نوعي ورودي اصلي بنا را دربر مي‌گيرد. اداره پست به‌ طور كلي يك محوطه 18 هزار مترمربعي را اشغال كرده و داراي بيش از 120 اتاق، زيرزمين و سالن در زمان احداث بوده است و درحال حاضر موزه ارتباطات در بال شرقي فعال و همه روزه پذيراي بازديدكنندگان است.

محمدي در خصوص بزرگترين مشکل موزه گفت : در سال 1383 نام موزه از پست به موزه ارتباطات تغيير کرد ولي بايد اعتراف کنم که تبليغات در خصوص معرفي موزه بسيار کم و بي اثر بوده است. بزرگترين مشکل اين موزه نداشتن بازديد کننده است در حاليکه ورود به موزه رايگان است. متاسفانه آژانسهاي مسافرتي و توريستي به همين دليل که اينجا رايگان است از آوردن توريستهاي خارجي و داخلي به موزه امتناع مي کنند و تنها مشتري اين موزه رايگان دانش آموزان مدرسه هستند که با معلمان خود مي آيند.

خانم غفاري حين بازديد تمام بخشهاي موزه را با حوصله و متانت به ترتيب ذيل برايم تشريح کرد:

1- غرفه وزراء ، اين غرفه شامل 72 تصوير از وزراي پست و تلگراف و تلفن از اولين وزير يعني علي قلي خان مخبرالدوله به سال 1255 ه.ش. تا آقاي سليماني وزير کنوني است.

2- غرفه اشياء پستي ، شامل انواع صندوقهاي پستي خارجي و داخلي دوران پهلوي ، مهرهاي دستي و مهرهاي سورشارژ ، دستگاههاي نقش و ابطال تمبر ، ترازو و باسکولهاي پست و عکسهاي قديمي بسياري از گاري ها و اولين ماشين دودي و ماموران پست قديم و همچنين عکس شهداي پستچي که در هنگام انجام وظيفه در جبهه هاي حق عليه باطل به شهادت رسيده اند.

درباره مهرهاي سورشارژ پرسيدم و خانم غفاري گفت: چون تمبر جزء اوراق بهادار است و نمي توان با گذشت زمان و يا تغيير حکومت آن را دور انداخت ، ابتدا آنرا سورشارژ مي کنند تا دوباره براي مدتي کوتاه داراي اعتبار شود. سورشارژ اعتبار مجددي است که به تمبر مي دهند.

3- سالن تمبرهاي داخلي و خارجي، هزاران تمبر از 198 کشور جهان در اين بخش نگهداري مي شود. اولين تمبر جهان توسط سر رونالد هيل انگليسي در سال 1840 و اولين تمبر ايراني در سال 1247 ه.ش. بنام تمبر باقري و در زمان ناصرالدين شاه چاپ شد.

در بين انبوه تمبرها ، يکسري تمبر وجود دارد که توسط شخص ميرزا کوچک خان به سال 1299 ه.ش. به قيمت 12 شاهي و با عنوان "پست انقلابي جنگل ايران" چاپ شده است.

4- کتابخانه موزه ، که شامل تعدادي کتاب ، تحقيق و نشريه در زمينه تاريخچه پست ، تلگراف ، تلفن و تمبر و منابع قديمي از امور ارتباطات ، هنر ، تاريخ و معماري ... است

5- سالن مخابرات، شامل انواع وسايل ارتباطي مانند تلفن صد شماره اي مغناطيسي ، گوشي هاي هندلي ، ميز و سوييچ برد ، مورس ، تله تايپ ، تلکس ، تلگراف ، فاکس ، نمونه تير و سيم ، انواع کابلهاي مسي تا فناوري جديد فيبرنوري.

در اين سالن دست خطي هم از امام خميني با مضمون زيربه چشم مي خورد.

تلفن نمره 3261 را از جناب ابوالفضل سبحاني خريداري نمودم. امضا. روح الله موسوي. 22 بهمن 1341.

6- حياط مرکزي ، اين حياط براي برگزاري برنامه هايي مثل مراسم ابطال تمبر مشترک با ساير کشورها و ارگانهاي داخلي و شخصيتهاي مهم و همچنين نمايش ماکت واقعي يا ساخته شده ادوات و تجهيرات پستي و مخابراتي است.

خانم غفاري بعد از راهنمايي قسمتهاي موزه گفت: زماني که مردم کشورهاي ديگر بصورت بدوي و دور از تمدن و غار نشين بودند ، ايران پايه گذار سيستم اطلاع رساني و پست بود. به عنوان مثال در زمان هخامنشي بين شهر شوش ايران تا شهر ساردس يونان 111 ايستگاه چاپاري احداث کرده بودند تا چاپاران چابک سوار اين مسير 2683 کيلومتري را که کاروانيان سه ماهه طي مي کردند در ظرف مدت يک هفته سپري مي کردند. جالب است بدانيد يونانيان چون مردمي باسواد و افسانه سرا بودند به ماموران پست هخامنشي " چاپارهاي ديو سوار" مي گفتند و اين چاپارهاي حتي شبها هم نمي خوابيدند و راه خود را از روي ستاره ها پيدا مي کردند و به دليل اينکه در افسانه ها ديوها در شب نمي خوابند اين لقب جالب را به چاپارهاي ايراني داده بودند.

اين راهنماي موزه در پايان سخنانش گفت : به مردم توصيه مي کنم نسبت به تاريخ کشور خود حساس باشند وبه موزه ها مخصوصا اين موزه که رايگان است مراجعه کنند. امروزه تمام مردم ما با وسايل ارتباطي سروکار دارند ولي کمتر مطالعه اي درباره گذشته ارتباطات که از مفاخر ما ايرانيانست دارند .

وقتي از موزه خارج مي شدم اندکي روبه ‌روي دستگاه تلگراف ايستادم ، جمله اي بود از انجيل که " پروردگار چه کارهاي شگرفي دارد " . اين اولين ارتباط تلگرافي فرستاده شده بشر بود .

به اين فکر مي کردم كه سالها سپري شده و افراد زيادي عمر خود را به پاي علم ارتباطات گذاشته ‌اند تا امروزه هر شخصي بتواند به راحتي با وسيله‌ اي به ‌نام تلفن ‌همراه تنها با فشردن يك شماره با هر نقطه ‌اي يا با اتصال به دنياي اينترنت در كمتر از چند ثانيه با اقصي نقاط دنيا ارتباط برقرار كند.

از موزه خارج شدم . در کنار ديوار موزه دو نفر که يکي پيرمرد و ديگري تقريبا 50 ساله بود بساط کرده بودند . در بساطشون انواع اسکناس و تمبر و سکه و مهر .... يافت مي شد. بالاي سر پيرمرد نوشته بود : منوچهر ملک زاده کارشناس تمبر و اسکناس.

از پيرمرد درباره کارش پرسيدم ، گفت : من 63 سال سن دارم . دهه 60 ميلادي چند سالي آلمان و فرانسه کارگري کردم . از همون جا با تمبر آشنا شدم و شروع کردم به جمع آوري تمبر. بعد از بازگشت از آلمان ورشکست شدم و همه زندگيمو باختم. الان 38 ساله که پشت اين ديوار مي شينم و خريد و فروش تمبر و اسکناس مي کنم. اي علي آقاي شمس هم ( اشاره به مرد ديگر) از سال 62 اومده پيش من نشسته که ميشه 24 سال.

پيرمرد به من اعتماد مي کند و از پشت موتورش 6 آلبوم بيرون مي آورد که پر از تمبرهاي دوره قاجار و پهلوي و خارجي بود. تمبرهايي با عنوانهاي :

پست ممالک محروسه ايران - تاجگذاري احمدشاه - محمدعلي شاه - مظفرالدين شاه - آرامگاه رضاشاه -

28 مرداد - حمل و نقل بري 10 شاهي - .....و تمبرهاي قديمي خارجي

پيرمرد و موزه و کوچه پست و ميدان توپخانه و ...را پشت سر گذشتم اما سخن هرودوت تنهايم نگذاشت و باز در گوشم زمزمه مي کرد که :

" نه برف ، نه باران ، نه گرما و نه تاريکي شب ، چاپاران ايراني را در رسيدن به مقصد باز نمي دارد."

 گزارشگر : محمد زندکريمخاني